کتابخانه‌ی شخصی شما را خریداریم

Date July 17, 2010

نظری و گذری در بازار کتاب‌های ممنوع در تهران

مهتاب سعیدی

سال ۱۳۸۴ بود. دنبال «شب هول» می‌گشتم. تازه «شب یک، شب دو» فرسی را خوانده بودم. عاشق زیبایی ساده‌ی زن روی طرح جلد «شب یک، شب دو» شده بودم و نوری که از پشت سرش می‌تابید، من را به یاد زن‌های فیلم‌های برگمان می‌انداخت. یکی از همان روزها در یکی از کافه‌های خیابان انقلاب با یکی از دوستان قرار داشتم.

دوستم با یک جلد «شب هول» آمد سر قرار. با اشتیاق کتاب را ورق می‌زدم. با ترس. اصلاً به خودم فرصت نمی‌دادم که در آرامش یک پاراگراف بخوانم. همین جور کتاب را ورق می‌‌زدم و نگاهم روی ‌کلمه‌های سیاه نسخه‌ی افست «شب هول» می‌چرخید.
دوستم که اشتیاق مرا دید، همان شب من را به خانه‌ی مرد جوانی برد که در دو اتاق تو در تو، در طبقه دوم خانه‌ای قدیمی با مادر پیرش زندگی‌ می‌کرد و کارش فروختن فیلم و کتاب‌های نایاب بود.

این روزها که «شب هول» در رادیو زمانه نشر اینترنتی‌می‌شود، به یاد ماجرای خریدن این کتاب افتادم. به یاد تشنگی‌ها، دویدن‌ها، گشتن‌ها و این که اصلاً دیگر قیمت مهم نبود؛ یک نسخه از «شب هول» را می‌خواستیم.
این که چند نفر مثل من به دنبال این کتاب بوده‌اند و به چه شیوه‌ای به آن رسیده‌اند، خود روایتی‌است. اما طبیعی‌است که اولین جایی که همه ما به سراغش می‌رویم، بازار کتاب‌فروش‌های دست دوم است. کتاب فروشی‌هایی که اغلب در گوشه‌ای از ویترین آنها، این جمله به چشم می‌خورد: «کتابخانه‌ی شخصی شما را خریداریم.»

بازار سیاه کتاب

اما فقط به دلیل فروش کتاب‌های دست دوم یا نایاب می‌توانیم این گروه از فروشندگان کتاب را در جرگه‌ی بازار سیاه بگنجانیم. با این حال آیا اصلاً اصطلاح «بازار سیاه» در حوزه کتاب معنا دارد؟
ادامه »

ببینیم/بهروز شیدا

Date June 11, 2010

wm202010آن­­چه می‌خوانید گفتاری است که برای فیلمی خیالی نوشته شده است؛ فیلمی خیالی در مورد جام جهانی‌ی ۲۰۱۰؛ هیجده تکه‌ی به‌هم‌پیوسته از متن و حاشیه­. آن فیلم خیالی هرگز ساخته نخواهد شد. این گفتار اما، در پایان هر تکه از تصویری ثابت سخن می‌گوید تا آن فیلم خیالی را به یاد آورد.
بشنوید:



بخوانید:

لینک: ببینیم/ گفتاری برای فیلمی­خیالی؛ تکه‌هایی به هم پیوسته از متن و حاشیه‌ی جام جهانی‌ی ۲۰۱۰/ بهروز شیدا/ فایل پی دی اف، مداد

سایه اش دیگر زمین را سیاه نخواهد كرد

Date April 12, 2010


انتشارات مروارید
تهران ١٣٨٩

نگو خداحافظ اگه دوسم داری

Date April 3, 2010

جان آپدایک، ترجمه‌ی رضا صفدریان

داستان حاضر بخشی از داستان بلند Licks of Love in the Heat of the Cold War و دومین داستان از مجموعه داستان‌های اروتیک است که ازین پس هر چند گاه یک بار در دفتر خاک خواهید خواند.
روایتگر این داستان یک نوازنده‌ی جاز آمریکایی است که در سال‌های دهه‌ی ۱۹۶۰ م در مقام کارگزار فرهنگی به مسکو اعزام می‌شود. او که مردی خوش‌مشرب است مأموریت دارد که فرهنگ آمریکایی را در بین روس‌ها ترویج کند. پیش از اعزام به مأموریت با خانمی که به عنوان مترجم در سفارت روسیه کار می‌کند و با او در یک مهمانی شبانه آشنا شده، همبستر می‌شود و به همسرش خیانت می‌کند.
«خیانت»، «عشق» و «سکس» مضمون محوری داستان‌های بلند و کوتاه – بلند این مجموعه است. قهرمانان این داستان‌ها مانند آپدایک پا به سن گذاشته‌اند و با این‌حال گاهی در پی جوانی از دست‌رفته به شایست‌ها و نبایست‌های اخلاقی پشت پا می‌زنند که بعد از عذاب وجدان رنج ببرند. جان آپدایک از مهم‌ترین رمان‌نویسان آمریکا بود.
  ادامه »

رمان تازه‌ي حسين نوش‌آذر در راه است

Date March 17, 2010

رمان تازه‌ي حسين نوش‌آذر با نام «سايه‌اش ديگر زمين را سياه نخواهد کرد» منتشر مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مجوز انتشار اين كتاب صادر شده و به زودي توسط انتشارات مرواريد منتشر خواهد شد.

نوش‌آذر‌ موضوع اين رمان را ساده توصيف كرد و گفت: مردي در محله‌ي پيگال پاريس در اتاق يک مسافرخانه چشم باز مي‌کند و متوجه مي‌شود حافظه‌اش را از دست داده است. طبعاً او تلاش مي‌کند اين خلأ را با ماجراهايي که خيال مي‌کند در زندگي‌اش اتفاق افتاده، پر کند. ما تا آخرين لحظه نمي‌دانيم چه اتفاقي واقعاً در زندگي او افتاده و چه وقايعي را تخيل کرده است. راوي داستان يک وکيل دعاوي است به نام «بني‌عالمي». او از بي‌تصميمي و سرگرداني رنج مي‌برد.
ادامه در ایسنا